سلام دوستان عزیز.
من وبلاگ جدید ساختم و خیلی وقته که اینجا نمی یام
لطفا به این ادرس سر بزنید از این قشنگ تره
www.arooseatash.blogfa.com
![]() |
|
![]() |
سلام دوستان عزیز.
من وبلاگ جدید ساختم و خیلی وقته که اینجا نمی یام
لطفا به این ادرس سر بزنید از این قشنگ تره
www.arooseatash.blogfa.com
سلام بارانم
ذلم واست تنگ شده
کجایی؟!
چیکار می کنی
هنوز سرما خوردگیم خوب نشده
از دوریه تو
من ترو می خوام .. اینارو نمی خوام
مواظب خودت باش این دو سال که نیستی

تو غرق گناهی و مرا به دنبال خودت پی هیچ می دوانی...!
خسته ام...از بیهوده ماندن...
ماندن و غرق درگناه شدن...
تا کدامین طلوع باید پا به پای تو بیایم و خواسته هایت را اجابت کنم....
خواسته ی دلم را بشنو...نیازم را پاسخ گوی...
تو غرق گناهی و خواسته هایت نیز...
قدم در سرزمینی گذاشتی و همچنان راهی را میروی که ...
انتهایش مرگ من است.!
کدام خواسته ام را اجابت کردی و در مقابل کدام نیازم سر تعظیم فرو آوردی؟!
می خواهمت چونانکه"التهاب بیابان بارن را"
می خواهیم چونانکه لب تشنه قطرات آب را که...
روزی سیراب خواهد شد..!
خواستن ها را پایانی نیست و
مثل همیشه از آنان غافلیم ... تا مگر دوباره شعله ای گیرد که مارا بسوزاند
(با تشکر از دوست مهربانم: صبا )

مرا اینگونه باور کن... کمی تنها ، کمی بی کس ، کمی از یادها رفته... خدا هم ترک ما کرده ، خدا دیگر کجا رفته...؟! نمی دانم مرا ایا گناهی هست..؟ که شاید هم به جرم آن ، غریبی و جدایی هست..؟؟؟ مرا اینگونه باور کن
خدایا......
منتظرم!!!!
خورشید غروب کرد.
آسمان خشمگین از نبود او
آرام،آرام گریه می کند...!
پرواز دشوار است و کبوتر غمگین از تنهایی اش
کنار من آرام می گیرد...!
و شب تاریک ، تاریکتر از سیاه،
من لبالب از تو می شوم!
نگاه من مرحم زخم کبوتر،
سکوت او حریم پرده ی حرمت...!
نفس کوتاه، ثانیه سرشار از هوس...
کبوتر آرام،
چشمان من در خواب...!
امشب تو زیباتر شده ای ....کبوترم!

اگه می دونستی چقدر تنهام همیشه واسم اشک می ریختی .اگرم می دونستی همیشه اشک می ریزم هیچ وقت تنهام نمی ذاشتی 


خداحافظی می کنی و
بی خبر از زجه های آرام من
قدم بر میداری در راهی که...
نمی دانم کجاست!
من می شکنم بی آنکه صدایی
گوش ترا آزار دهد.
به سلامت همدم من!
سفرت به خیر و شادی!
بودنت را به فال نیک گرفتم
و نبودنت را مصلحتی می انگارم
برای تسکین وجودم!
امید به روزی که بازگردی و
لبریز کنی حجم پر از خالی مرا.
عزیز من!
در کنارت آرامش را یافتم،
با دوستی مانوس شدم
و برای همیشه به صبح سلام کردم.
ولی افسوس!
که هیچ گاه به آخر کار نیندیشیدم،
آخری که اینقدر به آغاز نزدیک بود.
از امشب با گریه هم آوازم
گریه ای که هدیه ی رفتن تو شد....
از سکوت متنفرم
اما...
بهترین حرفها،
نغزترین عشقها،
در سکوت متولد می شوند.
همیشه در قلب منی! 

