Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
شنبه 29 تیر 1387 ساعت 13:21

سلام دوستان عزیز.

من وبلاگ جدید ساختم و خیلی وقته که اینجا نمی یام

لطفا به این ادرس سر بزنید از این قشنگ تره

www.arooseatash.blogfa.com

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
چهارشنبه 28 آذر 1386 ساعت 21:34

سلام بارانم

ذلم واست تنگ شده

کجایی؟!

چیکار می کنی

هنوز سرما خوردگیم خوب نشده

از دوریه تو

من ترو می خوام .. اینارو نمی خوام

مواظب خودت باش این دو سال که نیستی

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
دوشنبه 26 آذر 1386 ساعت 23:10

تو غرق گناهی و مرا به دنبال خودت پی هیچ می دوانی...!

خسته ام...از بیهوده ماندن...

ماندن و غرق درگناه شدن...

تا کدامین طلوع باید پا به پای تو بیایم و خواسته هایت را اجابت کنم....

خواسته ی دلم را بشنو...نیازم را پاسخ گوی...

تو غرق گناهی و خواسته هایت نیز...

قدم در سرزمینی گذاشتی و همچنان راهی را میروی که ...

انتهایش مرگ من است.!
کدام خواسته ام را اجابت کردی و در مقابل کدام نیازم سر تعظیم فرو آوردی؟!

می خواهمت چونانکه"التهاب بیابان بارن را"

می خواهیم چونانکه لب تشنه قطرات آب را که...

روزی سیراب خواهد شد..!

خواستن ها را پایانی نیست و

مثل همیشه از آنان غافلیم ... تا مگر دوباره شعله ای گیرد که مارا بسوزاند

(با تشکر از دوست مهربانم: صبا )

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
جمعه 23 آذر 1386 ساعت 11:51

مرا اینگونه باور کن... کمی تنها ، کمی بی کس ، کمی از یادها رفته... خدا هم ترک ما کرده ، خدا دیگر کجا رفته...؟! نمی دانم مرا ایا گناهی هست..؟ که شاید هم به جرم آن ، غریبی و جدایی هست..؟؟؟ مرا اینگونه باور کن

 

خدایا......

منتظرم!!!!

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
سه شنبه 20 آذر 1386 ساعت 18:46

خورشید غروب کرد.

آسمان خشمگین از نبود او

آرام،آرام گریه می کند...!

پرواز دشوار است و کبوتر غمگین از تنهایی اش

کنار من آرام می گیرد...!
و شب تاریک ، تاریکتر از سیاه،

من لبالب از تو می شوم!

نگاه من مرحم زخم کبوتر،

سکوت او حریم پرده ی حرمت...!

نفس کوتاه، ثانیه سرشار از هوس...

کبوتر آرام،
چشمان من در خواب...!

امشب تو زیباتر شده ای ....کبوترم!

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
شنبه 17 آذر 1386 ساعت 21:34

اگه می دونستی چقدر تنهام همیشه واسم اشک می ریختی .اگرم می دونستی همیشه اشک می ریزم هیچ وقت تنهام نمی ذاشتی

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
جمعه 16 آذر 1386 ساعت 18:07

خداحافظی می کنی و

بی خبر از زجه های آرام من

قدم بر میداری در راهی که...

نمی دانم کجاست!

من می شکنم بی آنکه صدایی

گوش ترا آزار دهد.

به سلامت همدم من!

سفرت به خیر و شادی!

بودنت را به فال نیک گرفتم

و نبودنت را مصلحتی می انگارم

برای تسکین وجودم!

امید به روزی که بازگردی و

لبریز کنی حجم پر از خالی مرا.

عزیز من!

در کنارت آرامش را یافتم،
با دوستی مانوس شدم

و برای همیشه به صبح سلام کردم.

ولی افسوس!
که هیچ گاه به آخر کار نیندیشیدم،
آخری که اینقدر به آغاز نزدیک بود.

از امشب با گریه هم آوازم

گریه ای که هدیه ی رفتن تو شد....

از سکوت متنفرم

اما...

بهترین حرفها،
نغزترین عشقها،

در سکوت متولد می شوند.

همیشه در قلب منی!

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo